چتری برای باران !
وحشی ترین گل ها نیر در مقابل عظمت باران به پا می خیزند ، و تو آن بارانی ...!
قالب وبلاگ
گاهی باید کــــــــم شی از بودن ها...

زیاد که باشی...تـــــــکراری می شوی...

بودنت را قدر نمی دانند...

خـــــــــوب بودن و مهربانیت وظیفه ات میشود...

و خیلــــــــــــی زود فراموش میشوی...
[ 92/02/12 ] [ 20:28 ] [ باران ] [ ]
دست آسمونو رد کن ، فاصله سزای ما نیست
من و تو دوباره با هم ، کسی بین ما دو تا نیست

بگو که مال منی باز ، بگو تنهام نمیذاری
بگو که تا ته دنیای خدا برام میباری...

میخوام امشب با تو باشم ، نگو وقتمو نداری
نمیخوام سردی چشماتو برای من بیاری...

نمیخوام صدای گریم دوباره مزاحمت شه...
نمیخوام تاپ تاپ قلبت لالایی دیگرون شه...

نمیخوام شبای بی تو چشم من آروم بگیره...
نمیخوام حضور سردت جلو اشکامو بگیره...

عشقم امشب با لبای کاغذیت آواز میخونم...
از دوباره بی تو بودن ، از نگاه تو میخونم...

لحن تلخت آتیشم زد دوباره از ته قلبم
کاشکی میشد که بگم دیگه پیشت برنمیگردم !
شاعر : "خودم" !
[ 92/02/12 ] [ 19:27 ] [ باران ] [ ]
دلم گرفته....

فکرم به هیچ جا نمیرسه...

آخ یعنی میشه همین چندروزه یکی بهم بگه : بخواب...

    نگران نباش... کسی بیدارت نمیکنه....

دیگه نمیخواد بباری... !!!!!!

باران دل آرا

[ 92/02/12 ] [ 14:31 ] [ باران ] [ ]
سهراب... صبر کن.... قایقت جا دارد ؟! من از همهمهی داغ زمین بیزارم ! من می بافم... او میبافد... او برای من دروغ... تا دلم گرم شود ؛ من برای او کلاه... تا سرش گرم شود...
[ 92/02/12 ] [ 14:4 ] [ باران ] [ ]
همه میگن عشق یعنی دوست داشتن

ولی من میگم عشق یعنی... :

یکی مثل تو رو داشتن !


[ 92/01/28 ] [ 21:50 ] [ باران ] [ ]
بوی بهار را حس میکنی ؟

ترنم باران...

نسیم رخ نواز خداوند را...

این ها یعنی عشق...

یعنی اوج احساس...!

[ 92/01/19 ] [ 19:33 ] [ باران ] [ ]
همین که هســــــــــــتی....

همین که لابلای کلماتم نفَس میکشی..

راه میروی...

همین که پناه ِ واژه هایم شده ای...

همین که سایه ات هست...

کافیست برای یک عمر آرامش ؛

بــــــــــــــــاش....

حتی همین قدر دور...

حتی همین قدر دست نیافتنی.

[ 91/12/24 ] [ 9:53 ] [ باران ] [ ]
راهی نمی بینم....

آینده پنهان است ....

اما مهم نیست همین کافیست که تو راه را می بینی....

ومن تو را ....

کفایت می کند.

[ 91/12/10 ] [ 21:20 ] [ باران ] [ ]
من
عاشق نیستم !

فقط گاهی
حرف تو که می شود
دلم ...

مثل اینکه تب کند
گرم و سرد می شود

توی سینه ام چنگ می زند

آب می شود

تنگ می شود

تنگ می شود

[ 91/12/10 ] [ 21:4 ] [ باران ] [ ]
اگـــر بــا مــن همـــراه مـی شــویــی!

 کفشهـــایت را همیــن جـــا؛

 جــا بگــذار!

 مــن دیگــر بــه هیــچ کفشــی اطمینـــان نــدارم!!!

 وســوســه ی رفتــن دارنــد . . .

[ 91/12/10 ] [ 14:37 ] [ باران ] [ ]
گــــــاهی،
  بعضی حرف ها،
  ریتم ندارند،
  آهنگ ندارند،
  اما..

  خوب که گوش کنی
  درد دارند . . .
[ 91/12/06 ] [ 20:57 ] [ باران ] [ ]

[ 91/12/06 ] [ 20:33 ] [ باران ] [ ]
باران . . .

 

  شادترین بخش زندگی من است !

 

  چون منصفانه بر سر همه یکسان میریزد ! . . .

[ 91/12/06 ] [ 20:15 ] [ باران ] [ ]
کسی که توحرفاش زیاد میگه بیخیال

  بیشتر از همه فکر و خیال داره

  فقط دیگه حال و حوصله بحث و صحبت نداره

  چون حسابی خسته است...
[ 91/12/06 ] [ 20:10 ] [ باران ] [ ]
هی پاییز!


  ابرهایت را زودتر بفرست .... !


  شستن این گرد غم از دل من


  چند پاییز باران میخواهد ...



  قرارمان باران ....


  هر جا که هستی با تو هستم ....


  زیر چتر اسمان ....

[ 91/12/03 ] [ 15:53 ] [ باران ] [ ]


ذره ای حقیقت پشت هر "فقط یه شوخی بود"
کمی کنجکاوی پشت "همینطوری پرسیدم"
قدری احساسات پشت "به من چه اصلا"
مقداری خرد پشت " چه میدونم "
و
اندکی درد پشت "اشکالی نداره"
وجود داره . . .
[ 91/11/21 ] [ 20:40 ] [ باران ] [ ]
دیروز تولدم بود...

تولدم پساپس مبارک...

[ 91/11/10 ] [ 13:37 ] [ باران ] [ ]
سلام به همه

خیلی وقته که به اینجا سر نزدمقول میدم دیگه غیر موجه غیبت نکنم

همتونو دوست دارم

[ 91/11/07 ] [ 21:0 ] [ باران ] [ ]
در بارانی ترین روزهایم به سر میبرم...

چتری میخواهم که در دست هیچ کدام از بندگان خدا نیافتم...

در این میان هیچ چتری مانند دستان تو نمیشود...!

(باران دل آرآ)

.

.

.

.

.

عاشقتم...

[ 91/10/22 ] [ 22:23 ] [ باران ] [ ]
همچین خاک تو سر من ، که بلد نیستم از زیر زبون کسی بکشم که چی واسش بخرم !

خاک تو سرم....

[ 91/08/01 ] [ 20:43 ] [ باران ] [ ]
[ 91/07/26 ] [ 18:29 ] [ باران ] [ ]
امروز در خیابان قدم میزدم
    برگ ها برای در آغوش گرفتن زمین ، دل دل میکردند ؛
    گریزانند از سقوط ، اما ناچارند...
    می ریزند ...
    وجودشان به لرزه می افتد...
    شاید از شوق باشد ؛
    در زمزمه باد می رقصند...
    و باناز بر صورت زمین بوسه میزنند ...
    هر سال همین داستان را داریم...
    یادش بخیر...
    پارسال هم اینگونه بود...


(باران دل آرا )

[ 91/07/25 ] [ 16:19 ] [ باران ] [ ]

[ 91/07/23 ] [ 17:55 ] [ باران ] [ ]
هنوز گوشم از گفتگوي بي گريه مان گرم بود!
از جايم بلند شدم،
پنجره را باز کردم
و ديدم زندگي هم هر از گاهي زيباست!
شنيدم که کلاغ ديوارنشين حياط
چه صداي قشنگي دارد!
فهميدم که بيهوده به جنون مجنون مي خنديدم!
فهميدم که عشق،
آسمان روشني دارد!
روبه روي عکس تو ايستادم،
دستهايم را به وسعت "دوستت دارم" باز کردم،
وجهان را در آغوش گرفتم!

[ 91/07/23 ] [ 17:53 ] [ باران ] [ ]
همسفر... رنج هایت را نمیبینند

صدای دلتنگی ات را نمیشنوند...

مهربانی ات را باورئنمیکنند

بیا... تمامی دیدن ، همه ی شنیدن ، تمامی باور شویم

به جای همه ی ندیدن ها و نشنیدن ها

بیا دنیای باور یکدیگر را امتداد باشیم

 (کتاب پنجره ها-جهانگیر ریاضی )

[ 91/07/22 ] [ 17:14 ] [ باران ] [ ]

شاید آرام تــر می شدم

فقــط و فقـــط…

اگر می فهمیدی ،

حرفهایم به همین راحتــــی که می خوانی

نوشته نشده اند !!!

[ 91/07/16 ] [ 16:32 ] [ باران ] [ ]
من خبر نداشتم !

هشت مهر تولد آقای خسرو دهاقین بوده !

تولد بهترین استاد دنیا رو بهشون تبریک میگم !

با آرزوی عمر طولانی همراه با عزت و سلامتی !

تولدتون مبارک !

(اینم عکس برای کسانی که به اسم نمیشناسند)

)

[ 91/07/10 ] [ 16:43 ] [ باران ] [ ]

www.kolbe-group.blogfa.com

اینم برای آقا سعید !

انشالله که همیشه توی کارش موفق باشه !

[ 91/07/06 ] [ 20:6 ] [ باران ] [ ]
شنبه.... اول مهر...

سر ساعت چهار و نیم...

یه جوری که اصلا باورم نمیشد...

یه حسی که هیچوقت نداشته ام...

یه علاقه ای که تا حالا به هیشکی نشونش نداده بودم...

من بودم ، اون بود ، عشق بود...

نفس هامون لای هم میپیچید و عشق رو فریاد میزد...

دست من مال اون و دست اون مال من بود...

دستام فشاری رو به جون کشیدند که تا حالا هیچوقت تجربه نکرده بودند...

حرارتی که اونروز توی وجودم حکمفرما بود...

خدای اون روز با همیشه فرق داشت... ، خدای که اونروز داشت نگاهمون میکرد یه خدای تمام عیار بود !

اونروز خدا یه قلم دستش گرفته بود زندگیونو رنگ کرد...

حسم دیگه با همیشه فرق داره...



[ 91/07/06 ] [ 17:44 ] [ باران ] [ ]
آخه من چمه !؟!؟

خدایا ....

الان که همه چیز خوبه... الان دوباره چرا نارحتم !؟

چرا دلم گرفته !؟

الان که دارمش....

الان که پیشمه ، دیگه چرا... !؟؟!

[ 91/06/29 ] [ 17:10 ] [ باران ] [ ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

سلام سلام !
من بارانم ، 17 ساله !
یه گوشه ای از این گردالی خاکی رنگارنگ نفس میکشم !
امیدوارم از مطالبم خوشتون بیاد !
چت باکس